بایگانی برای دسته اصول گرایانه

[حفظ انقلاب از اوجب واجبات است] و ما نمی دانیم ظهور در چه زمانی محقق خواهد شد؛ مع الوصف انقلاب تا ظهور با چنگ و دندان حفظ باید گردد. همه می دانیم که این میراث امام به زید و امر بسته نیست که با شیرینی منافع آن را رشته رشته کنند و با ترشی منفعت آن را حلوا حلوا ! مع الاسف باید تحمل کرد این انقلابیون از امام جلوتر افتاده ی اسبق را و از اینور پل افتاده ی امروز را! ولی آنچه که مهم است میراث انبیاء بعد از حضرت روح الله رحمت الله علمداری دارد که امام مستضعفین به هیبت و قدم او در فلان کشور افتخار می کرد. [سایه ی حضرتش تا ابد بر سر اسلام و مسلمین مستدام باد]؛ مع ذالک حافظ انقلاب و این خانه امام غائب ارواحنافداه است و آرمان آن این است که [تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم] .


Untitled-1

با ورود احمدی نژاد به عرصه ی انتخابات ریاست جمهوری و ورود گفتمان انقلاب و مد نظر امام خمینی (ره) به صحنه ی سیاسی کشور در سال 84 نگاه ها به جناح اصول گرا بیشتر شد ، چرا که آنها احمدی نژاد را که فردی مستقل بود مورد حمایت قرار داند و نهایتاً این حمایت باعث پیروزی آنها در این عرصه شد اما احاطه ی آنها به دولت روز به روز کمتر شد تا نهایتاً دولت به تدریج از شعارها و گفتمان خود فاصله گرفت . این که در بدنه ی اصول گرایی سیاسی کاری و تنش ایجاد می شود دلیلی بر این فاصله گرفتن ها نبود ، بلکه آن چیزی که موجب این دوری بیش از پیش دولت از گفتمان اصول گرایی شد این بود که احمدی نژاد زاده ی این جریان نبود و بلکه مورد حمایت این تفکر بود .

حال با زیر و رو کردن اتفاقات این هشت سال و نقاط قوت و ضعف دولت می توان از تاریخ درس عبرت هایی گرفت ، احمدی نژادی که نزدیک به تفکر جناح راست بود به صورت مستقل وارد گود می شود اما برای رسیدن به کرسی خدمت از حمایت اصول گرایان استقبال می کند . حال باید دید چرا با وجود اینکه جلیلی یک اصول گرای به تمام معنا ولی مستقل است مورد حمایت طیف اصول گرای سنتی قرار نمی گیرد ؟ آیا آنها از تکرار احمدی نژاد می ترسند ؟

پاسخ سئوال اینجاست که آنها بیشتر در تلاشند که گفتمان وحدت را رقم بزنند ، وحدتی که زیر چتر حمایتی پدران معنوی جریان اصول گرایی یعنی مجتهدین جامعتین می باشد . البته بعید است که با اختلاف نظر ها به وحدت عملی برسند اما وحدت باعث خشنودی تمامی اصول گرایان و عاشقان گفتمان انقلاب در بین آحاد جامعه می شود . آن نظری که حول محور وحدت صورت گیرد به تبع آن در زمان ریاست جمهوری پشتوانه ی محکمی برای اداره ی کشور خواهد بود ، پشتوانه ای که مورد حمایت رهبری و مراجع و مردم است و حاصل خرد جمعیست .

گفتمان انقلاب همان گفتمان اصول گرایی است و هدف مد نظر آن ها و این گفتمان مورد نظر رهبری و همه ی علاقه مندان به انقلاب است و از لوازم آن عدالت  و مدیریت علوی است ، حال این شعارها همان شعارهای سوم خرداد 84 و سعید جلیلی است که قرابت نزدیکی با آرمان های انقلاب و اصول گرایی دارد . اما تجربه ثابت کرد اگر وحدت نباشد گفتمان انقلاب با خودبینی و فردگرایی منحرف می شود .

 در مخلص کلام از طرفداران آقای جلیلی می خواهم که بر وحدت هم چشم بدوزند و از طرفداری یک جانبه و بی رفت و برگشت و الا و بلایی دست بکشند و برای انقلاب هم که شده دم از وحدت بزنند . البته روی این حرف های من به جریان مبهم پایداری نیست بلکه به آن هاییست که عاشق پیشرفت و رسیدن به آرمان های امام و انقلاب هستند .


siZML8

چندی بود که تبلیغات فراوانی از کتاب ” من مدیر جلسه ام ” به قلم ” رحیم مخدومی ” در فضای مجازی صورت گرفت ، البته قسمت اول کتاب و شرح جلسه ی آقا با نماینده های ستاد کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم با قلمی شیوا نوشته شده که شامل نکات مثبت خوبیست ، اما نقد ما متوجه برخی از  کاستی ها و گفتگوهایی است که نویسنده آنها را با عنوان خاطرات دوران فتنه برخی ازشخصیت های فرهنگی و سیاسی آورده است .

نقد غیر منصفانه صدا و سیما در ایام فتنه

در قسمت دوم کتاب ، گفتگویی با “وحید یامین پور” مجری و کارشناس سابق صدا و سیما صورت می گیرد که این بخش از بیان خاطرات صرفاً متوجه سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی است ، نقد ها و خاطراتی که غیر منصفانه بیان می شود ، البته با این شرط که ما هم می دانیم نقایصی هم در برنامه های این سازمان وجود دارد اما این شخصیت کاری به غیر از تخریب مدیران این سازمان و در نظر نگرفتن نقش آن در بیداری مردم  برابر فتنه ها را انجام نمی دهد . نگارنده صریحاً معتقدم که این شخصیت باید چهره شدن و مطرح شدن خود را مدیون همین صدا و سیما باشد . البته ایشان هنوز هم نقد غیر منصفانه و تخریبی خود را نسبت به این سازمان در تربون ها و رسانه های مختلف بیان می کند که کمی غیر اخلاقانه است و این عمل ایشان باعث زیر سئوال رفتن تلاش برنامه سازان و مدیران خدوم آن سازمان می گردد .

کوچک زاده و تخریب رئیس یک قوه 

همه با شخیت آقای “کوچک زاده” آشنایی داریم ، در دومین گفتگو ایشان با فرو کردن انگشت اتهام در چشم رئیس مجلس ” دکتر لاریجانی ” ایشان را تا سطح سران فتنه می کوبد . ( البته باز در این زمینه نقد هایی وجود دارد اما بنده هنوز ایشان را یکی از ختمتگذاران به نظام می دانم ) ، این صحبت های کوچک زاده درواقع با سخنان حضرت آقا در تاریخ  ۹۱/۱۱/۲۸ کاملاً منافات دارد ، البته  پیش تر هم از اختلاف افکنی و تندروی های آقای کوچک زاده خبر داریم و از شخصیت ایشان این صحبت ها بعید نبود .

چهره های گمنام و محبوبتری هم برای بیان خاطره وجود داشتند

در بین چهره هایی که خاطرات خود را بیان کردند وجود “وحید جلیلی ، مازیار بیژنی و میثم محمد حسنی ” کار بسیار خوبی بود ، اما وجود چنین چهره هایی برای بیان خاطرات کم نبودند که دست به دامن کوچک زاده و یامین پور شوند . در همین فضای مجازی و فعالین فرهنگی افرادی هستند که در گمنامی به سر می برند و واقعاً در ایام فتنه مجاهدت های فراوانی کرده اند که هر کدام پاره از ناگفته های خود هنوز در سینه نگه داشته اند .

عدم همخوانی نام کتاب با بخش اعظمی از آن

“من مدیر جلسه ام” نام ارزشمندی بود برای این کتاب ، اما ای کاش نویسنده به جای گنجاندن خاطرات ایام فتنه به تحلیل و بررسی و گفتگو با  حاضرین در جلسه اعضای ستاد کاندیداها پرداخته بود و نوع برخورد های اقا را با افراد در جلسه مورد تجزیه و تحلیل قرار می داد و تمام کتاب را حول این موضوع به پایان می رساند ، بی شک این گونه ، خوانندگان کتاب هم در پایان به ابعاد بیشتری از آن جلسه و تصمیم برخی از سران فتنه به نوشاندن جام زهر به رهبری می رسیدند .


816342_109

بی شک در اتفاقات روی داده در روز 22 بهمن قم جریانی به صورت هدف دار پشت صحنه  را مدیریت می کرد و آنچه که مهم بود این است که چه کسانی از این واقعه سود می برند . متأسفانه در این حادثه که از بد روزگار در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) هم نیز روی داد در برخی از صحنه ها افرادی با لباس روحانیت صحنه گردانی و اعتراض می کنند که با توجه به نظر مراجع بزرگوار مسایل آن روز نوعی گناه و فعل حرام نیز بوده است که برخی از این روحانیون آن را مرتکب شده اند . حال جای سئوال دارد که واقعاً از یک روحانی تحصیل کرده و فراگرفته ی علوم دینی چگونه انتظار می رود که به یک شخصیت که مسئول است توهین کند و اگر منظر فردگرایی و جریان گرایی هم خارج شویم چگونه این تعداد روحانی توانسته اند در حرم دخت بلافصل امام معصوم که ثواب زیارت ایشان برابر با امام معصوم است دست به چنین گناهی بزنند ؟

33775_970

حلقه ی مفقوده ی این اتفاق در 22 بهمن شهر قم همینجاست ، روحانیتی اندک که برخلاف عقیده و علوم خود قدم بر می دارد ، قدرت تحلیل سخن بزرگان را ندارد و از همه فاجعه بارتر آنکه این افراد معلمان و پیشگامان دینی این انقلاب و مردم هستند . البته در صحنه های دیده شده در واقعه ی قم نباید از این عامل غافل شد که این تعداد روحانی اکثراً جوان هستند و بی شک هیچ روحانی پخته و با تجربه ای ولو مخالف دست به همچین اهانت هایی نسبت به یک نفر فرد مسئول نمی زند .

816335_909

نقطه ی محوری در درک درست مسائل کنونی روز جامعه چه سیاسی و چه اقتصادی بصیرت است ، بصیرتی که انتظار می رود روحانیت بزرگترین مبلغ آن باشد و مطمئن باشید که اگر بصیرت بود همان روحانیت می توانست بزرگترین وسیله برای جمع کردن قائله ی 22 بهمن قم باشد . ان شالله خداوند به برکت خون شهدا عنصر و جوهره ی ما را سرشار از بصیرت کند و هرگز آرزوی شهادت را از ما دور نکند …

816341_878

این نصیحت و گله‌گذاری امروز نباید موجب شود که عده ای راه بیفتند و علیه افرادی به عنوان «ضد ولایت و ضد بصیرت» شعار بدهند. اگر این افراد واقعا حزب اللهی هستند این کارها را که به ضرر کشور است انجام ندهند/احساسات و خشم خود را برای جای لازم نگه دارید.                  مقام معظم رهبری 91/11/28


تصویر سردر دانشگاه تربیت مدرس تهران

 در ایران اسلامی به دانشجو نگاهی عالمانه و گروهی متفکر و ریز بین و خلاق نگاه می شد اما این مربوط می شود به زمانی که دانشجو در هر شهر و دیار همچون گوهر نایاب بود . حال که خوشبختانه قشر دانشجو تبدیل به اُمتی گشته و افزایش چشمگیر دانشگاه ها را در شهرها شاهد بودیم که از یک نظر خوب و از یک نظر چالشی را در سطح آموزش عالی کشور ایجاد کرده و پایین آمدن سطح کیفیت آموزش از جمله دغدغه های ایجاد شده است . اما بزرگترین چالش و آفتی که روانه ی دانشگاه شد برخوردهای احساسی دانشجو با محیط و افراد پیرامون خود است از جمله به وجود آمدن رابطه ی پسر و دختر که یکی از عوامل عمده ای بود که دانشجو را از اسم آرمانی خود دور کرد . دانشجویی که از او انتظار می رفت تا در اولین مرتبه درجات علمی خود را افزایش دهد و در مرتبه های بعد دانشگاه را به عنوان مرکز تولید فکر و فرهنگ و بررسی مطالبات انقلاب و رهبری تبدیل کند می رود تا حتی نسبت به سیاست و اجتماع و افراد پیرامون خود برخورد احساسی داشته باشد . روند دانشجو پروری در دانشگاه بیشتر به رفع نیازهای علمی دانشجو ختم شده و دانشگاه ها عمدتاً از ورود دانشجو به مباحث سیاسی و حتی مذهبی تا حدودی جلوگیری می کنند از جمله مراکز آموزش عالی غیر انتفاعی و خصوصی . شاید از جمله دلایل محدود کردن دانشجو همین برخوردهای احساسی در قبال مسایل اطراف خویش است و نه نگاه تفکرانه ، خلاقانه و ریز بین . به نظرم می اید که این گره فقط به دست دانشگاه و تغییر سیاست های دانشگاه ها باز می شود ، من متأسر می شوم از آن که بگویم دانشگاه در نظام مقدس جمهوری اسلامی رو به سکولاریزه شدن می رود و این نشان از ضعف رابطه ی محکم و پایدار بین حوزه و دانشگاه می دهد . پرورش دانشجوی دین گریز موجب چالش در مدیریت کشور و آینده ی آموزش عالی هم خواهد بود . تغییر در فرهنگ اموزش کشور نخست قدمی است که مسئولین باید بردارند . فضای دانشگاه نباید به صورت مقطعی دچار مباحث چالشی شود و دانشگاه همیشه باید درگیر ساختن جامعه ی آرمانی انقلاب شود . از جمله مطالباتی که رهبری در سالهای اخیر از دانشجو داشته اند این است که دانشجو نباید به هیچ و جه خود را از مسائلی که پیرامونش می گذرد جدا کند و باید نسبت به آن عکس العمل نشان دهد . البته توجه به این مسایل همیشه در تابلوی نماد آموزش عالی کشور یعنی دانشگاه تهران و چند دانشگاه دیگر پایتخت رعایت شده و دانشجوهایی هنوز هستند که به اصالت دانشجویی خویش پایدارند اما این باید گسترش پیدا کند تا کوچکترین واحد آموزش عالی کشور . امید است مسئولین نگاه عالمانه ای نسبت به آینده ی اموزش عالی کشور و تربیت دانشجو داشته باشند .



برای منی که جا ماندم

کربلا به رفتن نیست، به شدن است؛ که اگر به رفتن بود، شمر هم کربلایی است! شهید سید مرتضی آوینی

دل بستگی ها

دوستان طراح

هم قلم ها

آمار بهشتی

  • 0
  • 114
  • 862
  • 2,928,852