بایگانی برای ژوئن, 2013

IMG_۲۰۱۳۰۶۰۱_۱۹۴۹۵۹

دیگر دستم به نوشتن نمی رود ؛ حوصله تایپ کردن هم ندارم ، یک روزی دفتری داشتم که همیشه بی دلیل سیاه بود از هنرنمایی هایم ، یک گوشه اش می نوشتم ، گوشه ی دیگرش نقاشی و گوشه ی دیگرش هم خطاطی ، اصالتاً از هر انگشت ما یک هنری فوران می کرد ، اما حالا همه ی آنها جمع شده در یک انگشت سبابه دست راست که فقط ضربه می زند بر کلیک ماوس و یه تحرک کمی که به آرنج می آید ، انگشتی هم که روی کلیک سمت راست هست نخودی به حساب می آید که آن هم گاهی اوقات برایش غصه می خورم و به این فکر می کنم که ای کاش هر دو کلیک را با هم ادغام می کردند تا دیگر مجبور نباشیم از کلیک سمت راستی هم استفاده کنیم …

دلم برای نوشتن های بی دلیلم ، آن روزهایی که دفترها را سیاه می کردم و برای خودم داستان و خیالات می بافتم و بعد رویش را خط یا کاغذش را پاره می کردم تنگ شده ، حالا حوصله ی نوشتن روی کاغذ که هیچ ، حوصله ی تایپ کردن هم ندارم ، دلم می خواست کسی باشد که من هی بگویم و او تایپ کند و من هم مُدام از صدای تایپ کردنش لذت ببرم …

نوشتن هایم گاه جایش را به فوتوشاپ می دهد ، به خودم می گویم اگر حس تایپ کردن نیست حداقل با چند کلیک ساده ی ماوس می توان طرحی زد که با آن مفهومی را رساند ، اما طراحی کردن های من همانا و قدرت دستی تحلیل رفته ی گرافیک همانا ! می شد با چند نقاشی ساده و خطاطی با قلم نی و صدای دل نشینش بهترین و دلچسب ترین طرح ها را زد اما این روزها برای من میرعماد و تنوع خط هایش جایش را به قلم نی داده و بِراش های فوتوشاپ آن نرم افزار کذایی هم جاش را به سخت افزاری چون قلمو و … داده .

همه ی لوازم و التحریرم این روزها خاک می خورد حتی دیگر به خط کش هم نیاز ندارم ، دنیا آنقدر بر وفق مراد شده که با همان دستم خطی صاف تر از خط کش می کشم …

دلم می خواهد به گذشته برگردم ، به آن روزهایی که با بریده های روزنامه ها و مجلات نشریه ای رو به راه می کردم و بعد از پایان کار کلی خر کیف می شدم ، اما حالایش را بی خیال شویم ، خب معلوم است که چه بلایی به سر آن خر کیف شدن ها آمده ، فوتوشاپ و نرم افزارات آفیس جای این همه لذت را گرفته ولی خب کار ها خیلی ساده تر و تنبلی تر شده …

بی شک هرچه از مسیر آینده به تاریخ می پیوندد کارها از این ساده تر هم می شود و ما آدم ها تنبل تر ، امان از روزی که تنها کار ما نفس کشیدن شود و همه چیز خودش به خودی خود و با اشاره ی ما صورت گیرد ، حتی تصورش هم نفرت از این تکنولوژی ها را زیادتر می کند …

انعکاس این مطلب در : انقلاب نیوز


80

در این روزها دِلم کمی یک رنگی و صافی چون زلال دریا را می خواهد ، آدم ها ی شیشه ای که پُشت و رویشان یکی باشد ، صاف ِ صاف همچو رود ، همچو آسمان ، همچو نور … این صفات از تو دور نیست ، ولی چرا تو برای آن کمترین تلاش ممکن را هم نمی کند ؟ مگر روح تو از او نیست ؟ مگر او نزیکتر به تو از رَگِ گردن نیست ؟ چرا عشق را فراموش کرده ای ؟ چرا بر طَبل دوری ها می کوبی ؟ چرا هر روز بر سر جاده ی محبت زیر گذر و روگذر می سازی ؟ مگر تو از این خاک نیستی ؟ پس چرا هر روز بهانه ی آتش و دریا می کنی ؟ پایان این قصه کجاست ؟ روی عرش یا در دَرِه های تنگ و تاریک ؟ کمی با من بساز تو ای عِشق …

این ظلم های تو آخر تیغ تیزی می شود و بر سینه ی سوخته ی من می خورد ؛ آخر تا کی این همه ظلم ؟ آخر تا کی این همه قساوت ؟ مرا با کدامین دیده می نگری ؟ با کدامین رو فردا نزد او می روی ؟ با کدامین رو این همه دل می شکنی و دانه های وجودم را متلاشی می کنی ؟ همه ی عالم را از رد پای تو باید شست ! همه چیز تو شده این بندهای زمین ، اما …

(بـه یـاد بـیاور آن روزی را کـه بـایـد رفـت …)

فرجام قصه های روزگار تلخ و شیرین دارد ولی امان از روزی که این فرجام در صور پایان بدمد ، آن گاه است که باید بساط هرچه داشته و نداشته ی دنیاست  برای آخرت چیده شود و به سوی دوست سفر کرد ، راه دوری نیست ، صدایش از همین حوالی به گوش می رسد و ما چه دیر اندیشیم اگر ساده از کنار این حقیقت بگذریم …

انعکاس این مطلب در : انعکاس بناب


n00237022-b

آقای روحانی ، شما چه ما بخواهیم چه نخواهیم رئیس جمهور و رئیس دولت یازدهم هستید ، لازم می دانم تا قبل از دریافت حکم تنفیذ و رسمی شدن مقامتان چند کلمه ای از ته دل با شما سخن بگویم ، البته این را متذکر بشوم که من در جایگاهی نیستم که بخواهم کسی را نصیحت یا توصیه ای کنم اما شاید برای کسب سعادت و خوش عاقبتی و موفقیتی که آرزوی قلبی ماست را در این عرصه کسب کنید . انشالله …

اول : شما خود یک روحانی و زاده شده از یک خانواده ی مذهبی هستید ، مذهب ما مهمترین رکن موفقیت ماست ، همین مذهب ماست که به ما اعتلا بخشیده و سر بلند نگه داشته و اگر نگوییم همه ی هستی ما مدیون مذهب ما و تشیع بودن ماست سخنی بیهوده نگفته ایم . از این مذهب چیز های زیادی آموخته ایم که و خیلی از چیز ها را با بی میلی به ورطه ی فراموشی سپرده ایم ، از یک مبلغ و اسلام شناسی مثل شما که سالها درس حوزوی خوانده انتظار می رود اولاً مصادیق اسلام گرایی را در جامعه عینیت بخشد و دوم اینکه آنها را تثبیت و تبدیل به فرهنگ نماید ، مانند ترویج عفاف و حجاب ، امر به معروف و نهی از منکر و صداقت ، ما از شما این انتظار را داریم که به مقوله ی حجاب و اخلاق بیشترین توجه را داشته باشید ، گفتمان اخلاق را با امر به معروف و نهی از منکر ترویج دهید و ای کاش می شد برای این دو مقوله و دغدغه ی مهم همه ی دل سوزان مهم از جمله رهبری و امت حزب الله نهادی ایجاد می شد تا با قدرت و جدیت پیگیر این مسایل می بود .

در مبحث اعتلای مذهب از هیأت های مذهبی مدد بخواهید و انها را تقویت کنید ، زیرا بهترین شور و شعور ها در این هیأت ها شکل می گیرد ، مگر می شود ما بچه شیعه ها خواستار تفکر عاشورا و گفتمان عاشوراء که شامل درس های عظیم انسانیت و آزادگی است نباشیم  ؟  شما در این انقلاب به وفور از مصادیق آن را می توانید مشاهده کنید من جمله جنگ تحمیلی که حامل بزرگترین پیام ها در عصر حاضر است .

دوم : در همه ی پست های خود سعی کنید از بهترین متخصصان و با تجربه ها استفاده کنید ولی بهترین کار و موفق ترین آن این است که در کنار با تجربه ها یک جوان هم حضور داشته باشد ، امروزه جوانان خوش فکر و متخصص زیادی هستند که زمینه ای برای قدرت نمایی تفکر خود در عرصه های اجرایی نمی بینند ، تلفیق جوان متخصص با باتجربه باعث می شود تجربه ی سی ساله ی رجال سیاسی و اقتصادی انقلاب در عده ای محدود نشود و بلکه سرمایه ای گردد برای آینده ی انقلاب . لذا لازم نیست حتماً پست های کلیدی را جوانان فتح کنند و با تجربه ها خانه نشین ، بلکه در مقام مشاورت و دستیاری هم می توانند موثر باشند و کمک فکری و درس پذیری داشته باشند .

سوم : با توجه به شعار اعتدال  و اعتماد دو جناح سیاسی کشور به شما انتظار می رود خارج از این بازی ها بیشترین تمرکز خود را برای آبادانی و ساخت کشور داشته باشید و این اعتدال باعث گردد دولت شما مجموع نخبه های سیاسی و اقتصادی گردد . پس اگر زمینه های وحدت در جامعه شکل گیرد ما روز به روز شاهد پیشرفت و عدالت درکشور خواهیم بود و آن روزی که دست دوستی و وحدانیت در کشور داده شود مطمئن باشید کشور هیچ وقت دچار بحران و عدم تمرکز نخواهد شد و تمام هدفش را برای رسیدن به چشم اندازهای انقلاب خواهد کرد .

چهارم : فرهنگ مقوله ایست که در این سی و چند سال گذشته از انقلاب همیشه دچار حاشیه نشینی شده است ، وضع معیشت مردم و اصلاح امور مرتبط با آن و یا تمرکز بر روابط با دیگر کشور ها موجب آن نشود که مبادا شما فرهنگ را به حال آن رها کرده و مغفول ماند ، یکی از اصولی که هیچ یک از دولت ها از اول انقلاب تا به حال در رعایت آن مشکل داشتند این بوده است که هیچ وقت هر سه مقوله ی سیاست ، اقتصاد و فرهنگ را نتوانسته اند پابه پای هم پیش ببرند و این باعث شده که امروزه وضع فرهنگی جامعه به مراتب از وضع اقتصادی و سیاسی وخیم تر باشد و ای کاش فرهنگ ما را به اهل دل سوز ، مومن و انقلابی اش بسپرید . گرگ های زیادی چشم به مدیریت فرهنگی کشور دوخته اند تا آن را به سمت اهداف شوم و پلید خود ببرند ، همانطور که در این سالها  تجربه های زیادی کرده ایم در این باب و نهایت دیده ایم که مدیر فرهنگی ما تبدیل شد به یک ضد فرهنگ و عامل تهاجم نرم دشمن در فتنه ها . پس از اهم فعالیت های ضرب العجلی شما مبحث فرهنگ باشد .

پنجم : رفتار دولتتان را بر اساس آموزه های قرآن تنظیم کنید ، قرآنی که بهترین درس ها و پندهای عالم را دارد ، از رهبری در این زمینه کمک بگیرید تا بهترین رهنمود ها و جامع ترین آن را در اختیار شما بگذارند . رفتار قرآنی و نیکو موجب می شود اولاً شما به عنوان نماد یک کشور اسلامی در مجامع بین المللی تبلیغی بزرگ و تأثیرگذار باشید و دوماً دولت شما به فساد ، انحراف و اختلاف کشیده نشود . بهتر است آیینه ی شما در این زمینه دولت های گذشته باشند .

امید است با رعایت این چند نکته شما را در جایگاه بهترین و شایسته ترین رئیس جمهور کشور عزیزمان ایران ببینیم .



برای منی که جا ماندم

کربلا به رفتن نیست، به شدن است؛ که اگر به رفتن بود، شمر هم کربلایی است! شهید سید مرتضی آوینی

دل بستگی ها

دوستان طراح

هم قلم ها

آمار بهشتی

  • 0
  • 114
  • 862
  • 2,928,852