اولین بار که قسمت شد به زیارت عتبات عالیات مشرف شوم با دوستان انجمن اهل البصری خود بودم . آن روز ها که مصادف بود با کنفرانس سران اتحادیه عرب در بغداد همه جا فضای امنیتی داشت ، حتی شهرها و روستاهای کوچک عراق . مسئولین عراقی نهایت تلاش خود را کردند تا امنیت کشورشان را تأمین کنند و به سران کشورهای عربی بفمانند که توانایی برگزاری این چنین اجلاس مهمی را در کشورشان دارند . و در نهایت این فضای امنیتی باعث شد زیارت کاظمین و سامرا از کاروان ما سلب شود ، امید دارم این بار فیض زیارت چهارده معصوم و نور مطهر بر من کامل شود  .

500

این روزها بار دیگر آقا این تن دل سوخته را باز طلبیده تا اربعین در بین الحرمین از سینه زنانش باشم . این توفیق را نه از سر شانس بلکه از دل سوخته ی خود می بینم . این دردی است که داغ حسین ما را به آن مبتلا کرده . و بی تاب طی مسیر با پای پیاده از نجف به کربلایم ، بی تاب گودی قتلگاه و ضریح جدیدم ، بی تاب تل زینبیه و آستان خیمه گاهم ، بی تاب نجف و نماز مسجد کوفه ام ، بی تاب مناجات مسجد سهله ام و بی تاب  … والسلام

2 نظر برای “پیاده می روم به زیارت اشک و آه”

  1. گمنام 68 می گوید:

    این روزها بار دیگر آقا این تن دل سوخته را باز طلبیده تا اربعین در بین الحرمین از سینه زنانش باشم . این توفیق را نه از سر شانس بلکه از دل سوخته ی خود می بینم . این دردی است که داغ حسین ما را به آن مبتلا کرده . و بی تاب طی مسیر با پای پیاده از نجف به کربلایم ، بی تاب گودی قتلگاه و ضریح جدیدم ، بی تاب تل زینبیه و آستان خیمه گاهم ، بی تاب نجف و نماز مسجد کوفه ام ، بی تاب مناجات مسجد سهله ام و بی تاب …
    و من بی تاب تر شدم … نه با پای تن بلکه با پای دلم روانه شدم به سوی حرم… تابلوها را متصور می شدم 275 و تا رسید به 40 و من یارای راه رفنم نماند و بر زمین افتادم و به حال دلم که جامانده بود باران حسرت ریختم… 4باران میبارد هنوز اما پای دلم تاول زد و مرااز ادامه… من ماندم و دنیایی از ندیدن هاووو گویی سرنوشت من است جاماند و تنهایی…
    آقا من هنوز زائرم؟؟؟
    نامت را بر صفحه ی دلم حک کرده ام …
    تا نامت می آید دوباره میخوانم هوا هوا هوای حسین .. هوای حرم..هوای شب جمعه زد به سرم…
    آه…
    یاحسین(ع)

  2. گمنام 68 می گوید:

    … و تو، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده‌ای و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه‌ی بشریت، پای به سیاره‌ی زمین نهاده‌ای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه‌ی خون توست و انتظار می‌کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده‌ات بگشایی و از خود و دلبستگی‌هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله‌ی سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی…

    یاران! شتاب کنید، قافله در راه است. می‌گویند که گناهکاران را نمی‌پذیرند؟ آری، گناهکاران را در این قافله راهی نیست… اما پشیمانان را می‌پذیرند. آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است، که او سرسلسله‌ی خیل پشیمانان است، و اگر نبود باب توبه‌ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است، آدم نیز دهشت‌زده و رهاشده و سرگردان، در این برهوت گمگشتگی وا می‌ماند

    راوی قافله … 

    سید شهیدان اهل قلم …

    یازهرا سلام الله علیها

نظر شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.


برای منی که جا ماندم

کربلا به رفتن نیست، به شدن است؛ که اگر به رفتن بود، شمر هم کربلایی است! شهید سید مرتضی آوینی

دل بستگی ها

دوستان طراح

هم قلم ها

آمار بهشتی

  • 0
  • 3
  • 941
  • 2,959,951